محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

357

مخزن الأدوية ( ط . ج )

بدل آن : روغن ترب است اهل هند بيدانجير را دافع جذام دانسته‌اند . خرموش به هندى كهوس نامند . ماهيت آن : نوعى از موش است بغايت بزرگ كه با گربه جنگ مىكند و بر آن غالب مىآيد . افعال و خواص آن : بخور پوست خشك شده آن جهت بواسير مجرب و استنجا به طبيخ آن نيز همين اثر دارد و در ساير خواص از موش اقوى است . فصل الخاء مع الزاى المعجمه خزامى به فتح اول و زاى معجمه و الف و فتح ميم و الف گويند كه به فارسى شب انبوى و شب بوى نيز نامند خصوص سفيد آن را و بعضى گل مريم نيز گفته‌اند . در ماهيت آن اختلاف است و بعضى گويند گياهى است بسيار خوشبو كه به فارسى خيرى دشتى و به شيرازى اروانه نامند و انطاكى غير خيرى دانسته و گفته كه گياهى است لطيف قريب به بنفشه و در آذر ماه الهى مىرويد و در خيزران مىرسد و منبت آن كوهستان و ميان رودخانه‌ها و گل آن شبيه به بنفشه مايل به كبودى و لاجوردى و بسيار خوشبو زياده از فاغيه و قريب به نسرين و تخم آن مايل به سياهى و اهل فلاحت بيان نموده كه چون پياز آن را به عكس هيأت اصل غرس نمايند و يا صليبى شق نمايند بنفشه مىگردد و يوسف بغدادى صاحب اختيارات و ديگران نيز خيرى برّى دانسته و گفته‌اند كه آن گياهى است شاخ آن دراز و برگ آن ريزه و گل آن سرخ مايل به بنفشى و آسمانجونى و خوشبوتر از گل حنا كه فاغيه نامند و از گلهاى حشايش برّى ديگر نيز و منبت آن زمينهاى رملى و نرم و از صفات و خواص خيرى ظاهر مىشود كه خزامى غير خيرى باشد . طبيعت آن : در اول دويّم گرم و خشك و بعضى تر دانسته‌اند و گل آن گرم‌تر از گياه آن . افعال و خواص آن : گل آن ملطف و مسخن و مفتح سده دماغ و مقوى آن و رافع صداع و جاذب رطوبات زكامى و محلل رياح و مقوى دل و جگر و سپرز و مفتح سده آنها و مدر فضلات چون سه درهم آن را بياشامند و فرزجه آن جهت تنقيه رحم و خوشبو كردن آن و نشف رطوبات و سيلان مزمن از آن و برودت و احداث گرمى و اعانت بر حمل و تنگى فرج و به دستور آشاميدن آن و طلاى خشك آن جهت تقويت عصب و خوشبو كردن عرق و ضماد آن با آرد جهت اندمال جراحت و تحليل ورم آن و بخور آن جهت رفع بدبويى عفونات و روغنى كه از آن ترتيب دهند قايم مقام نفط است و مصدع محرورين ، مصلح آن مورد . مقدار شربت گل آن : تا سه درهم بدل آن : بابونه است و پياز و برگ و تخم آن در افعال ضعيف‌تر و غير مستعمل‌اند . خزّ به فتح خا و سكون زاى مشدده . ماهيت آن : به اصطلاح قديم اسم ثيابى است كه از ابريشم و پشم و كج كه به عربى قز نامند ترتيب مىدهند و خزّ خالص لباسى است كه از موى بسيار نازك كه در زير مويهاى خشن بز و امثال آن مىباشد كه به فارسى كرك نامند ترتيب دهند و به اصطلاح جديد پوست حيوانى است از سمور كوچك‌تر . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : پوشيدن آن جهت حفظ حرارت و دفع ضرر سردى از پشت و گرده و جهت فالج و نقرس و ضعف باه و رفع جذام و حكه سريع الاثر و آشاميدن آن جهت فتق اعصاب و اعضاى عصبانى و ذرور سوخته آن جهت قطع نزف الدم و خشك كردن جراحات نافع . خزف به فتح خا و زاى معجمتين و سكون فا به فارسى سفال نامند . ماهيت آن : معروف است . طبيعت آن : بسيار خشك و با اندك حرارت . افعال و خواص آن : ضماد اقسام آن جهت ورمهاى نرم و قروح اعضاى يابسه المزاج مانند غضروف و وتر و جهت انسلاخ جلد و سفال نو با مرهم‌ها جهت التيام جراحات و با سركه جهت حكه و جوششها و حزاز و سعفه و جرب و نقرس و با موم روغن جهت ورمهاى مزمن و خنازير و غدد و ذرور سفال چينى نرم كوفته جهت جلاى بياض طبقه قرنيه و سنون آن جهت جلاى دندان و تقويت لثه و قطع خون آمدن آن . مضر اعصاب دماغى و مصلح آن روغن بنفشه و روغن نيلوفر و طلاى خزفى كه در آن نمك يا خزف پاره‌هايى كه در نمك و يا سنگريزه‌هايى كه در نمك پيدا مىشود جهت تحليل اورام بلغميه بارده هر عضو و اجفان چشم مؤثر . فصل الخاء مع السين المهمله خس به فتح خاى معجمه و تشديد سين مهمله به فارسى كاهو و به